‫ چالش های مالکیت فکری در عصر دیجیتال

قبل از ارائه مقاله لازم است خوانندگان محترم با مفهوم اقتصاد دیجیتال آشناشوند:

اقتصاد دیجیتال (Digital Economy) مفهومی نیست که یک باره خلق شده باشد، بلکه یک روند تکاملی آن را شکل داده است. اقتصاد دیجیتال (Digital Economy) را می‌توان سیر تکامل یافته اقتصاد اطلاعات در دهه ۱۹۷۰، اقتصاد دانش‌بنیان در دهه ۱۹۸۰، اقتصاد نوین در دهه ۱۹۹۰ و اقتصاد شبکه و اینترنت در دهه اول۲۰۰۰  معرفی کنیم. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی، ریشه آن چیزی که امروز اقتصاد دیجیتال نامیده میشود را در اقتصاد دانش‌بنیان می‌‌داند. این مجموعه، اقتصاد دانش‌بنیان را اقتصادی بر مبنای تولید، توزیع و کاربرد دانش تعریف می‌کند که در آن برخلاف اقتصاد کلاسیک، مبنا بر کمیابی منابع نیست و در آن دانش بر خلاف سایر منابع کلاسیک که هنگام مصرف مستهلک می‌شوند، می‌تواند بارها و بارها مصرف شود و هر بار رشد بیشتری داشته باشد.

همزمان با حرکت تولیدکنندگان به سوی مدل های کسب و کار دیجیتال، موضوع مالکیت فکری اهمیت قابل توجهی پیدا می کند. دکتر فرانک تیتزه، رئیس گروه تحقیقاتی نوآوری و مدیریت مالکیت معنوی در IfM(Institute for Manufacturing)، پنج چالش اساسی برای حوزه مالکیت فکری و برخی استراتژی ها را برای حل آن ها در نظر می گیرد: در داستان اقتصاد دیجیتالی در حال ظهور، چالش‌گران، ایده های جدید را با قابلیت تغییر و تبدیل تولیدات سنتی به صنعت ساخت و تولید می آورند. مشکل سازندگان فعلی نه تنها این است که تکنولوژی در حال تکامل است و به طور فزاینده ای پیچیده می شود بلکه ممکن است در وجود یا عدم وجود مالکیت های فکری تکنولوژی های دیجیتال ابهامت زیادی موجود باشد. این تکنولوژی ها با یک مشکل اساسی روبرو هستند. پایه قابلیت های آن ها براساس مدل ها و ایده های تجاری سنتی ساخته شده است که در معرض منسوخ شدن و کمرنگ شدن هستند. یکی از بارزترین این مثال ها در حوزه مالکیت فکری در اقتصاد دیجیتال وسایل نقلیه هوشمند است.

تغییر رانندگی: بخش خودرو نمونه ای از این موارد است. به احتمال زیاد در یک دهه گذشته وسایل نقلیه بیشتر از موتورهای الکتریکی استفاده  می کردند این وسایل نقلیه هوشمندتر خواهند شد، اگر خودران نشوند. چنین تغییراتی انواع مختلف شرکت ها از جمله غول های دیجیتال را به دام می اندازد که چالش کاملا جدیدی را برای تولیدکنندگان سنتی خودرو ایجاد کند. این تحولات در وسایل نقلیه ریسک های فراوانی را برای صاحبین شرکت ها بوجود می آورد. دو ریسک مهم عبارتند از: اول، شرکت هایی که در بخش تولید خودروهای آینده مشهور هستند. آن هایی که واقعاً صاحب مالکیت فکری برای فناوری های نوظهور یا عناصر اصلی آن ها هستند. اگر این دانش فنی متعلق به غول های دیجیتالی باشد که وارد این بخش می شوند، این می تواند به این معنی باشد که تولیدکنندگان خودروی سنتی برای ادامه حیات خود نیاز به ایجاد همکاری دارند و درنهایت هزینه دسترسی به این فناوری را باید پرداخت کنند. دوم شرکت های بزرگی که سال ها بر بخش خودورو تسلط داشتند و یک سبد پتنت  را برای تکنولوژی های مرتبط کنونی یا (قدیمی) در مدل کسب و کار خود گنجانده اند. این سبد پتنت در خطر جدی از دست دادن ارزش است.

پنج چالش IPدر اقتصاد دیجیتال بنگاه های تولیدی در اقتصاد دیجیتال با چالش های زیادی در مورد مالکیت فکری مواجه هستند، از جمله پنج مورد زیر:

1. محافظت و بهره برداری از ارزش داده ها: در حجم زیادی از داده های جمع آوری شده در شرکت ها ارزش فزاینده ای وجود دارد. علاوه بر داده های فروش محصول، سوابق مشتری، قیمت اجزا، اطلاعات زنجیره تامین یا آمار بازار، موارد الکترونیکی از نظر تجاری از جمله نقشه های فنی، فرآیندها و فرم ها و ... نیز وجود دارد. چنین داده هایی از نظر نقض احتمالی امنیت سایبری خطر مالکیت فکری را به همراه دارد. الگوریتم های اختصاصی مبتنی بر "ابر" و مخازن داده های تقویت شده مقیاس بزرگ که از طریق دستگاه های اینترنت اشیا جمع آوری می شوند، از ارزش فوق العاده ای برخوردارند. الگوریتم های هوش مصنوعی با جمع آوری و استفاده از داده های پرورش یافته جهت بهبود دقت آن ها، به ارزش این داده ها می افزایند. در اقتصاد دیجیتالی این الگوریتم های اختصاصی و داده های ارتقا داده شده می تواند بسیار پرارزش باشد تا جایی که سهم قابل توجهی از ارزش شرکت را تشکیل دهد. در نتیجه شرکت ها باید توجه زیادی به بهره برداری از این ارزش داشته باشند. در گذشته، امنیت مالکیت فکری بر حفظ دانش موجود در افراد نیروی کار متمرکز بود و از تاکتیک هایی مانند بندهای قراردادی برای جلوگیری از خروج افراد از شرکت و پیوستن به رقبا استفاده می کرد. اگرچه این ممکن است در بسیاری از موارد هنوز مرتبط باشد، اما تمرکز به سمت امنیت سایبری برای محافظت از داده ها تغییر یافته است. علاوه بر این جهت افزایش ارزش مشتق شده از داده ها، شرکت ها می توانند از طریق قراردادهای لایسنس اقدام به واگذاری داده ها نمایند. اهمیت مدیریت حقوق داده های دیجیتال در حال افزایش است. آن ها می توانند رویکرد محافظه کارانه در این حوزه داشته باشند و با تعداد معدودی از طرف های خود در زنجیره تامین یا اکوسیستم ارتباط داشته باشند و یا رویکرد دیگری را در پیش گیرند که بتوانند روابط باز و گسترده تری با طرف های خود داشته باشند و روابط خود را با سایر عناصر اکوسیستم خود افزایش داده و یا حتی منجر به این شوند که رقبا برای استفاده از داده های آن ها قراردادهای لایسنس منعقد نمایند.ledger technologyیا فناوری دفتر دیجیتال همچون بلاک چین به احتمال زیاد نقش عمده ای در حفاظت و تجاری سازی داده ها و مالکیت فکری آن ها دارند.

2- حرکت به سمت سبد دارایی های فکری: درک قدت سبد دارایی های فکری حیاتی است. در مثال ما از بخش خودرو، فناوری های مبتنی بر الکترونیک مربوط به تولید خودروهای آینده می تواند شامل اینترنت اشیاء، هوش مصنوعی، مدیریت باتری و کنترل هواپیماهای بدون سرنشین باشد. شرکت های موفق کسانی خواهند بود که می فهمند چگونه می توانند استراتژی هایی که محرک سبد مالکیت فکری هستند را پوشش دهند که چندین فناوری مرتبط، نوظهور و همگرا را پوشش می دهد. این شرکت ها همچنین برای یافتن و توسعه مسیرهای مطلوبی که باعث تحریم رقبا یا عدم دسترسی آن ها می شود، باید دانش و مهارت های مکمل را داشته باشند (یا به آن ها دسترسی پیدا کنند.) اگر تازه واردان مانند غول های دیجیتال بتوانند این کار را با موفقیت و در اوایل کار انجام دهند، آن ها می توانند در مقابل شرکت های بزرگ یک مزیت رقابتی کسب کنند که ممکن است دشوار باشد. اگر چنین نباشد، جبران و رفع شکاف غیر ممکن است.

3-  ‘In-licensing’ and ‘out-licensing(نیازها و فرصت ها):با توجه به فضای پیچیده و چند بعدی چشم انداز پتنت در دنیای اقتصاد دیجیتال برای شرکت ها، به مالکیت درآوردن تمام پتنت های مربوط به سیستم های هوشمند بسیار مشکل خواهد بود. در نتیجه شرکت ها باید یاد بگیرند که چگونه بهترین استفاده را از مالکیت فکری خود بنمایند. اغلب شرکت ها نیاز دارند قبل از آن که محصول خود را در بازار وارد کنند و برای جلوگیری از تخلف طرف های مقابل، قرارداد لایسنس با شرکت های طرف دوم ببندند به طوری که بتوانند از سرمایه آن شرکت ها برای راه اندازی  محصول خود استفاده نمایند. از طرفی ممکن است فناوری های انحصاری که تولیدکنندگان دارند، برای شرکت هایی که حاضرند هزینه دسترسی به این فناوری ها را بپردازند، ارزش داشته باشد. با این وجود راه اندازی محصولات و خدماتی که ازطریق لایسنس وارد شرکت می شوند به مهارت ها و دانش کارکنان شرکت یا توانایی جذب آن ها نیز بستگی دارد که شرکت ها نیاز دارند در این مورد نیز سرمایه گذاری لازم برای افزایش توانمندی جذب انجام دهند.

4- درک هزینه های واقعی تولید نرم افزارهای رایگان:شرکت های تولیدی، نرم افزارهای مرتبط با محصولات تولیدی خود را توسعه می دهند اما ممکن است از نرم افزارهای منبع آزاد "رایگان" که از پلتفرم های پیشرفته مانند Github(توسعه دهنده نرم افزار) به دست آمده است نیز استفاده کنند. آنچه ممکن است بلافاصله مشخص نشود هزینه های اجرای نرم افزارهای منبع باز می باشد. اغلب استفاده از کلمه "رایگان" تحت برخی از شرایط است و آن این است که کاربر را ملزم کند که همه نرم افزارهای توسعه یافته توسط منبع بازها را در اختیار عموم جامعه قرار دهد. شرکت های تولیدکننده به دلایل انطباق باید پیچیدگی ها، تفاوت ها و الزامات انواع مجوزهای مختلف را درک و تسلط یابند. در حال حاضر برخی از شرکت های بزرگ با همکاری مشاوران با هزینه های قابل توجه، مدل تجاری خوبی را ارائه داده اند که خدمات سازگاری را برای استفاده از نرم افزار منبع باز به شرکت ها ارائه می دهد.

5- مدیریت اسرار تجاری:در حال حاضر شاهد تشدید قوانین مرتبط با اسرار تجاری شرکت ها هستیم. از جمله الگوریتم های هوش مصنوعی تقویت شده، این موضوع نیازمند آن است که شرکت قادر به شناسایی و جدا نمودن معاهدات و پروتکل ها و اجرای دانش فنی و داده های ارزشمند (اسرار تجاری) از داده های عمومی (سوابق مشتریان) خود باشد.

استراتژی مالکیت فکری در اقتصاد دیجیتال:

به منظور داشتن موقعیتی مناسب و آمادگی برای موفقیت در اقتصاد دیجیتال، سه رکن اصلی برای شرکت های تولید کننده وجود دارد که باید آن ها را برای مدیریت مالکیت فکری در نظر بگیرند.

اولین این است که شرکت ها باید از توانایی کسب دانش مالکیت فکری و مدیریت مالکیت فکری برای موفقیت در اقتصاد دیجیتال برخوردار باشند یا به آن ها دسترسی داشته باشند.

مورد دوم مربوط به اهداف و ساختارهای تجاری است. هر استراتژی مالکیت فکری خوب و آینده نگرانه ای باید با ساختارهای سازمانی و اهداف تجاری همسو باشد. این ممکن است به ادغام مدیریت مالکیت فکری موجود، که اغلب در چندین بخش پراکنده شده است، نیاز داشته باشد: به عنوان مثال، در حالی که فناوری ها در بخش های ثبت اختراع مدیریت می شوند، خرید و پیش بینی بازار در بخش های بازاریابی، علائم تجاری و قرارداده ها توسط تیم های حقوقی و نرم افزار و داده ها در بخش فناوری اطلاعات و ارتباطات مدیریت می شوند.

سوم استراتژی است. سازمان ها باید استراتژی مالکیت فکری دیجیتال یکپارچه خود را توسعه دهند. این احتمالاً متفاوت از استراتژی سنتی مالکیت فکری است. لازم است انواع مختلف مالکیت فکری از جمله نرم افزار و داده و همچنین شرکت رویکرد license-in، license outرا در نظر بگیرد. این رویکرد می تواند شامل یک رویه در سبد دارایی های فکری باشد که در آن چندین مالکیت فکری مکمل یکدیگر خواهند بود.

منبع:

https://www.ifm.eng.cam.ac.uk/insights/innovation-and-ip-management/intellectual-property-challenges-for-the-digital-economy/

تهیه کننده: مهندس نیکا خواجه پور مسئول مالکیت فکری پارک علم و فناوری خراسان